شما اگر تو یه چیز حتی یه چیز تکلیفت با خودت معلوم باشه اصلا فکر نکن که آدما کار رو برات راحت تر میکنند یا قدر میدونند
تو نمیتونی با تمیز زندگی کردنت یه جامعه ی کثیف که از بچگی با نقاب و حسادت و دورویی بزرگ شدن و حاصل ارتباط های اجباری خانوادگی و دراماهای سنگین هستن رو تغییر بدی
برچسب:
نویسنده: مهتاب شریفی
یکی از دلایلی که از ازدواج فراریم واقعا اینه که آدمی رو تو زندگیم مثل خودم ندیدم که بخشی از دردهای منو بفهمه آدما صفر و صدن یا حاصل ترومای فقر و عقده هاشن یا نازپروده ی ثروت و ناسزاگوی پدر مادرن در هر دو گروه فردیتی که خودم داشتم که از طبقه اجتماعی پدر مادرم پر رنگ تر بود، کم رنگه
برچسب:
نویسنده: مهتاب شریفی
بعد این چند سال دم خور شدن و نزدیکی با مردا ذهنم مفصلا پذیرفته مرد ابژه ی بازیشه هیچ انتظار فهم و شعور و لیاقت و شایستگی و قدرت و پایداری و درک ازش نداره
چرا ازش زده نمیشه ؟
چون نیازش رو بهشون فهمیده و متوجه ست کجاها همین موجودات براش کار میکنند.
اما زن رو؟ هیچ وقت درک نکردم.
برچسب:
نویسنده: مهتاب شریفی
کمتر آدمی رو دورم میشناسم که انتظارش از دوست پسر/ دوست دختر همون چیزیه که کلمه ش هست و صداش میکنه باشه همین که برای من یه مرد دوست باشه به معنای واقعی کلمه که تو همون یه کلمه از همتون سختگیرترم کافیه
کسی نیست دورم که معیارش برای پارتنر سرپوش و درمان عقده های اجتماعیش نباشه.
برچسب:
نویسنده: مهتاب شریفی